سيد محمد كمره اى

47

روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى )

او رفته ، تيرها را فرستادم آوردند ، اما صرفه با خريد دستك بود ، چون تيرها كلفت و كوتاه . بعد مقارن مغرب شاگرد نجارها رفته ، ننه اسماعيل هم آمد . يك از شب آقاى وقار السلطنه آمد . خيلى اظهار دلتنگى از گرفتارى سليمان ميرزا به دست انگليسىها نمود . چاره‌جويى خواستم بيچاره به نظرش چيزى نيامد . بعد از اخلاق مخبر السلطنه و دويست هزار تومان دخل از شيراز ، هشتادتاى او از محل گندم و نان و انحلال ژاندارمرى شيراز . چند روز قبل در وزارت عدليه‌اش كه حكم توقيف خود مديون را هم در صورت توقيف اموالش داده بود و علنا مىگفت كه مطابق قانون نمىشود همه‌جاها رفتار نمود . تا ساعت دو و نيم از شب تشريف داشته بعد رفتند . احمد هم ساعت سه آمد . شام نان ، پنير و سبزى و حلواارده و آش قره‌قورت خورده خوابيدم . چهارشنبه هشتم جمادى الاولى . - صبح مقارن اذان حمام رفته تا دو از آفتاب بالا آمده مراجعت به خانه . چايى خورده بيرون رفته ، به منزل سردار جنگ رفته كه خوانين كمره را ملاقات و عذر از حاج عباسقلى خان كه نتوانستم تهيه پول نمايم . اجزاء سردار جنگ گفتند خوانين همه ، الّا حاج جلال لشكر به كمره رفتند . بعد به قدر نيم ساعتى رفتم سردار را ملاقات نموده سفارش آقا اكبر آقاى تويسركانى را به او نموده قبول نمود كه هروقت بنده چيزى بنويسم و آقا اكبرآقا ببرد يا خودم او را ببرم ، رفع خيالات اكبر آقا را بنمايد كه سردار اسعد و امير جنگ طمع به او ننمايند . سردار جنگ گفت اين از طرف اجزاء سردار جنگ و امير جنگ است نه از خود آن‌ها . قدرى هم صحبت مسرت خوانين از مساعدت ايشان شد . بعد بيرون آمده نير السلطان و آقا ميرزا ابراهيم قمى را درب در ديده به جهت جمع اعانه من‌جمله مذاكره نمودند كه سردار جنگ دويست تومان اعانه ديروز دادند . شبيخون جنگلىها به انگليسىها بعد به منزل حاج جلال لشكر رفته ، غلامحسين درب در بود . گفت حاج جلال لشكر به منزل امير مفخم و غلامعلى خان منزل ميرزا عباسقلى خان دالايى رفته . از آنجا سوار واگون ، چهارراه مخبر الدوله پياده ، به منزل قوام التجار رفته ، اتفاقا آقاى حاج ناظم را ديده كه ايشان هم براى خاطر من قبول دعوت و تشريف